على زمانى قمشه اى
64
هيئت و نجوم اسلامى ( فارسي )
از راه اصل هم مركز كردن افلاك انجام مىگيرد [ المحيطه ؛ اين ارجاعى است به اصل موضوع عرضى ، آنگونه كه اين فرضيه در تحفه و نهايه نام برده شده است ] . من روشهاى عالى ديگرى ( براى حل اين اشكال ) دارم كه آنها را در كتاب الهيئة المنصوريه شرح دادهام و همچنين در كتاب اللوامع و المعارج به شيوههاى اعجابانگيز ديگر نيز ارجاع دادهام » . در جاى ديگر ، هنگامى كه از مشكل محاذاة بحث مىكند ، مىگويد : « اين محاذاة نيز يكى از موارد اشكال است . راهحلهاى مشهور [ كه تاكنون ارائه شده ] براى آن غير ممكن است . بسيارى از كسان شرحهايى را دربارهء آن دادند كه همه واهى و خيالى بودند . حقيقت در اين باب همان است كه من در الهيئة المنصوريّة بنيان نهادهام ، همانكه همراه با لوامع مىدرخشد . در ادامه وقتى از مشكل فلك معدّل المسير بحث مىكند ، مىگويد : « اين نيز يكى از معضلاتى است كه الهيئة المنصوريّة توان حل آن را دارد . محقق طوسى « الاصل الكبير » را به منظور حل آن به كار گرفت ، درحالىكه مؤلف التحفة اصل هم مركزى را به كار برد » . در شرحى كه نسبت به اخترشناسى بهاء الدّين عاملى در زير خواهد آمد ، ما به بيانى كه شارح در حاشيه كتاب آورده است ، اشاره خواهيم كرد . اين شارح حتما بايد دستكم يك قرن بعد از غياث الدّين مىزيسته باشد . او در مقام اشاره به مشكلات اخترشناسى بطلميوسى مىنويسد : « هركس مايل است نسبت به حل اين مشكلات تلاش كند ، لازم است آنها را در المعارج [ بخشى ] از اللوامع از كتاب المنصوريّة جستجو نمايد . » بنابراين ، بدون شك ، غياث الدّين دو اثر تأليفى مستقل داشته كه اختصاصا از اصطلاحات اخترشناسى بطلميوسى بحث مىكرده است . ضرورت دارد اين دو اثر يافته شوند و به دقت مورد مطالعه قرار گيرند . نام اثر نخست الهيئة